سوگند
سوکند که زندگی بغایت فانی است انسان چو حبابی است به حسنی باقیست
آن کس که به زیبایی خود میبالد از خویش فراموش و در ویرانی است
در پیکر و حسن خویش پنهان شده است لبهای شکفته چون شقایق واهی است
در بحر طراوت جوانی غرق است در حکمت پیران بنگر بحرانی است
بر شاخه قد و شب مو مسرور است در سایه خویش محو و دل بارانی است
از پیکر خویش بنائی از حسن بساز زیبایی عابدان همیشه باقی است
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 20:1 توسط ف.ب راحیل
|
با توجه به اینکه فراغتی حاصل شد تا بتوانم سروده ای و گویشی از خاطرات کهنه دور و نزدیک .ناملایمات و عمر کوتاه جوانی و آلام بیش و کم. شادیها و عاطفه ها را بدین وسیله و به صورت مجموعه اثاری در اوردم و تقدیم به کسانی که دوست دارند این اشعار را بخوانند در ضمن این اشعار دارای مجوز چاپ از وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی کرمان می باشد و به نام شاعره ثبت است و در حال چاپ می باشد.ف-ب.راحیل با تقدیم خالصانه کل محبت فاطمه