عشق خدا
ما خیالیم و تو خیال انداز ما سرابیم و تو حقیقت راز
ای به مهرت دل خراب آباد با غمت سازم و به تو دمساز
سالها عمر من به شاگردی چون تو استاد من شدی چه نیاز
گر نگردد به کام من گردون سر زلف تو میکند گره باز
طاق ابروی تو مرادم باد چشم مست تو در دلم انباز
من مرادی ز کس نمی جویم بر در مسجدت نشینم باز
من به ذکر تو عارفم شب و روز هر که روی تو دید شد هم راز
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 8:23 توسط ف.ب راحیل
|
با توجه به اینکه فراغتی حاصل شد تا بتوانم سروده ای و گویشی از خاطرات کهنه دور و نزدیک .ناملایمات و عمر کوتاه جوانی و آلام بیش و کم. شادیها و عاطفه ها را بدین وسیله و به صورت مجموعه اثاری در اوردم و تقدیم به کسانی که دوست دارند این اشعار را بخوانند در ضمن این اشعار دارای مجوز چاپ از وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی کرمان می باشد و به نام شاعره ثبت است و در حال چاپ می باشد.ف-ب.راحیل با تقدیم خالصانه کل محبت فاطمه