خداوند
خداوندا تباهی را زدا از این دل خسته مجالم ده به تنهایی و غربت و در بسته
اگر همراه تنهایم به من بی همرهی را بخش چو باشم سالک کویت نخواهم همره خسته
مناعت بی غرورم ده شوم خاک در مسجد نشانیت نشانم ده که قلبم سخت بشکسته
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 19:37 توسط ف.ب راحیل
|
با توجه به اینکه فراغتی حاصل شد تا بتوانم سروده ای و گویشی از خاطرات کهنه دور و نزدیک .ناملایمات و عمر کوتاه جوانی و آلام بیش و کم. شادیها و عاطفه ها را بدین وسیله و به صورت مجموعه اثاری در اوردم و تقدیم به کسانی که دوست دارند این اشعار را بخوانند در ضمن این اشعار دارای مجوز چاپ از وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی کرمان می باشد و به نام شاعره ثبت است و در حال چاپ می باشد.ف-ب.راحیل با تقدیم خالصانه کل محبت فاطمه