جام زهر
ای نازنین بگو به کجا پر کشیده ای این جام زهر ز دست چه کس سر کشیده ای
جان داده ام ز هجر و جفاهای روزگار دل تنگی مرا چو حبابی ندیده ای
من بغض سرد و مذبح عشق دل حزین اما چه باشکوه غم من را خریده ای
این عمر لحظه ای است ز دنیای جاودان گلوا ژه های عشق بود چون پدیده ای
در زیر گام و تلاطم افکار بی صدا قطرات اشک را به صورت احساس دیده ای
+ نوشته شده در شنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 18:47 توسط ف.ب راحیل
|
با توجه به اینکه فراغتی حاصل شد تا بتوانم سروده ای و گویشی از خاطرات کهنه دور و نزدیک .ناملایمات و عمر کوتاه جوانی و آلام بیش و کم. شادیها و عاطفه ها را بدین وسیله و به صورت مجموعه اثاری در اوردم و تقدیم به کسانی که دوست دارند این اشعار را بخوانند در ضمن این اشعار دارای مجوز چاپ از وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی کرمان می باشد و به نام شاعره ثبت است و در حال چاپ می باشد.ف-ب.راحیل با تقدیم خالصانه کل محبت فاطمه