حدیث شب
گر دباد و گریه باران چه دارد ارمغان این شب عاشق کش عیار کجا باشد نهان
ای شب عاشق کش و وصل و تب آشفتگی ای سکوت ماه و پروین بر دل عاشق بمان
ظلمتی اما بتابانی تو نور ماه را آبی عشق است ریزی در دل این بی نشان
مهر ورزی مینهی مهرت به جان خسته ام با غرورت سیم وش اسرار را ریزی به جان
خواب را بر من نمایانی و بی هوشم کنی پلکهایم مینوازی جان بری در کهکشان
در کف دستان عطر اگین تو نور خداست ای شب بی هم زبان تا کی کنی بازی نهان
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر ۱۳۹۲ ساعت 9:1 توسط ف.ب راحیل
|
با توجه به اینکه فراغتی حاصل شد تا بتوانم سروده ای و گویشی از خاطرات کهنه دور و نزدیک .ناملایمات و عمر کوتاه جوانی و آلام بیش و کم. شادیها و عاطفه ها را بدین وسیله و به صورت مجموعه اثاری در اوردم و تقدیم به کسانی که دوست دارند این اشعار را بخوانند در ضمن این اشعار دارای مجوز چاپ از وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی کرمان می باشد و به نام شاعره ثبت است و در حال چاپ می باشد.ف-ب.راحیل با تقدیم خالصانه کل محبت فاطمه