سکوت
ای سکوت ای مادر فریادها ای دوای درد بی درمان ما
قصه عشق و محبت را بخوان از دل پر درد من در یادها
وحدت و تنهائیم در دست توست ترک عالم کرده ام در ژرفها
من که سر شارم ز نومیدی و یاس این بد اندیشی بود بس بی بها
صد هزاران درد بر جانم بود در گذار خاطرات تلخ ما
روح اندیشه بود در جان من در سکوت است شاد کامیهای ما
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر ۱۳۹۲ ساعت 8:50 توسط ف.ب راحیل
|
با توجه به اینکه فراغتی حاصل شد تا بتوانم سروده ای و گویشی از خاطرات کهنه دور و نزدیک .ناملایمات و عمر کوتاه جوانی و آلام بیش و کم. شادیها و عاطفه ها را بدین وسیله و به صورت مجموعه اثاری در اوردم و تقدیم به کسانی که دوست دارند این اشعار را بخوانند در ضمن این اشعار دارای مجوز چاپ از وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی کرمان می باشد و به نام شاعره ثبت است و در حال چاپ می باشد.ف-ب.راحیل با تقدیم خالصانه کل محبت فاطمه