مرید
عاشقم هر چه نام توست بر آن در دلم هر چه هست توئی درمان
در ازل شد نوشته در جانم که شوم عاشقت به شک و گمان
ایده ات نا سپاسی است و غرور کم بکن این غرور نکن حرمان
زهر ریزی به جان من هر دم هم دل و دیده ام بیا و بمان
من شکایت برم به پیش خدا آ فت جان شدی و روح و روان
محو سوزان لحظه های توام تو مرادی منم مرید بدان
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۲ ساعت 11:35 توسط ف.ب راحیل
|
با توجه به اینکه فراغتی حاصل شد تا بتوانم سروده ای و گویشی از خاطرات کهنه دور و نزدیک .ناملایمات و عمر کوتاه جوانی و آلام بیش و کم. شادیها و عاطفه ها را بدین وسیله و به صورت مجموعه اثاری در اوردم و تقدیم به کسانی که دوست دارند این اشعار را بخوانند در ضمن این اشعار دارای مجوز چاپ از وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی کرمان می باشد و به نام شاعره ثبت است و در حال چاپ می باشد.ف-ب.راحیل با تقدیم خالصانه کل محبت فاطمه