زیارت عشق
در زیارتگه عشاق رسیدم روزی بسته شمعی بخریدم و گلی و عودی
شمع روشن بنمودم عود را سوزاندم یاس پرپر بنمودم چون ندادم سودی
اشک شمع و بوی عود پخش بشد توی هوا بلبلی عاشق گفتا با نوا و سوزی
گل زیبای مرا از چه نمودی پرپر من به او عاشقم و تو از چه رو میسوزی
گفتمش بلبلکم من به تو دارم شبهی گل من با گل تو فرق ندارد روزی
چون که در گل نبود وفا نجوی عشقش را پر پر ش کردم چون نبرده ازعشق بویی
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۲ ساعت 7:30 توسط ف.ب راحیل
|
با توجه به اینکه فراغتی حاصل شد تا بتوانم سروده ای و گویشی از خاطرات کهنه دور و نزدیک .ناملایمات و عمر کوتاه جوانی و آلام بیش و کم. شادیها و عاطفه ها را بدین وسیله و به صورت مجموعه اثاری در اوردم و تقدیم به کسانی که دوست دارند این اشعار را بخوانند در ضمن این اشعار دارای مجوز چاپ از وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی کرمان می باشد و به نام شاعره ثبت است و در حال چاپ می باشد.ف-ب.راحیل با تقدیم خالصانه کل محبت فاطمه