موهبت
بیا امشب بکن مهمان به چشمانت مرا زیبا گدائی را تصدق داده ای با دل نما سودا
عجب دارم اگر صورت پذیرد این نیاز من اگر گردد نصیب این موهبت باشد فقط رویا
یبا بی گفتگو بهر خدا کن بر دلم لطفی به مویت میخورم سوگند نگویم با کسی جانا
امید عاطفت دارم به هر قیمت خریدارم اگر کفران نعمت سر زد از من عفو کن بر ما
چنان بویی شنیدم از سر زلف کمند تو همیشه در مشامم هست ای محبوب بی همتا
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۲ ساعت 6:43 توسط ف.ب راحیل
|
با توجه به اینکه فراغتی حاصل شد تا بتوانم سروده ای و گویشی از خاطرات کهنه دور و نزدیک .ناملایمات و عمر کوتاه جوانی و آلام بیش و کم. شادیها و عاطفه ها را بدین وسیله و به صورت مجموعه اثاری در اوردم و تقدیم به کسانی که دوست دارند این اشعار را بخوانند در ضمن این اشعار دارای مجوز چاپ از وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی کرمان می باشد و به نام شاعره ثبت است و در حال چاپ می باشد.ف-ب.راحیل با تقدیم خالصانه کل محبت فاطمه