حسرت عمر
شادی من در دو روز عمر جز حرمان نبود هر دو روزش آه و حسرت بود شادیم نبود
گر کسی بی غم بود باشد سه خصلت در برش یا به مستی رو کند یا خواب یا عقلش نبود
صد حکایت دارد از رنج و غم فرزانگان این جهان با این بزرگی حاصلش جز غم نبود
چون ندارد این جهان بنیاد انسان باش و مرد بار مردی را بکش ای کاش نامردی نبود
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۲ ساعت 16:25 توسط ف.ب راحیل
|
با توجه به اینکه فراغتی حاصل شد تا بتوانم سروده ای و گویشی از خاطرات کهنه دور و نزدیک .ناملایمات و عمر کوتاه جوانی و آلام بیش و کم. شادیها و عاطفه ها را بدین وسیله و به صورت مجموعه اثاری در اوردم و تقدیم به کسانی که دوست دارند این اشعار را بخوانند در ضمن این اشعار دارای مجوز چاپ از وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی کرمان می باشد و به نام شاعره ثبت است و در حال چاپ می باشد.ف-ب.راحیل با تقدیم خالصانه کل محبت فاطمه